تبليغاتX
شب و آرامش


شب و آرامش

...یادمان باشد اگر در بساطمان حال خوشی نبود به کسی نگوئیم غُر نزند ...



با تو رفتم


بی تو باز آمدم


از سر کوی او دل دیوانه


پنهان کردم در خاکستر غم آن همه آرزو دل دیوانه


چه بگویم با من ای دل چه ها کردی


تو مرا با عشق او آشنا کردی


پس از این زاری مکن هوس یاری مکن تو ای ناکام دل دیوانه


به مزارسینه ام با غم دیرینه ام بخواب آرام دل دیوانه.../...









خط خطي باران ..................

 

 

پشت چشمم کسی در می زند

 

بی اختیار وارد اتاق صورتم می شود

 

چقدر گرم، چقدر آرام، چقدر شور!!!!

 

مهمان گلویم بی قراری می کند

 

گلویم برایش جای خوبی نیست

 

گلویم درد می گیرد شدید

 

سرفه ی الکی ....

 

از شیشه ی اتو بوس با‌ " تری مطلق مبهم نگاهی می کنم

 

هست و نیست!...

 

هنوز گلو دردم خفه ام می کند شدید

 

پسرک شیرین زبان!

 

خانوم شما که دلت ، چشات.... یه فال بخر دیگه....

 

حافظ آمده استقبالم خدایا می بینی؟

 

درب چشمهایم را سخت می کوبند

 

مهمان گلویم بی قرارتر

 

شاخ نبات مهمان نوازی کن امروز

 

سخت آماده ی باریدنم .../...

 

 

 

ساقیا برخیزو در ده جام را

 

خاک برسر کن غم ایام را

 

 

خط خطي باران ..................



دیروز مرد پشت چپر بی چتر ایستاده بود


خیره نگاه می کرد به علفهای هرز کنار چپر


خط گوشه ی چشمش آشنای دیروز دختر همسایه بود!


سنجاقک روی چوب نظرش را جلب نکرد


هیاهوی آب رود برایش بی صدا شده بود


مثل نارنج رسیده فریاد چیده شدن داشت


عطر سیب پیچیده بود!


قاصدک آمد روی شانه اش نشست


مرد پشت چپر از خواب پرید


نفسش را عمیق کشید


دختر همسایه برایش از باغ خودشان سیب دزدی چید.../...











خط خطي باران ..................



گوش کن!


می شنوی؟ صدای پای رفتن حس


مُردن حال....


گوشه گیر شدن میوه ی کال را تو هم می بینی؟


پرتاب نمی شود سنگ درون آب...


مرداب پُر شده از نی...


خورشید دیگر گرم نیست....


دیروز کفشهایم زخمی شدند


امروز دستکشهایم سوراخ


جیبم بزمی شده برای شپش


باد بزن بیاور اینجا هوا راکد شده است.../...







خط خطي باران ..................















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت